امروز 24 مرداد 1397  , 03 ذی الحجه 1439  , 2018 August 15
 
پسرم شاعر نیست!

پسرم شاعر نیست!

-

آغاز سال هزار و سیصد و معلوم نیست از کجای تاریخ

افتاده‌ای توی این تنگ

میان سیر و سرکه و سکه

«چرا بازهم نگذاشته‌اید پای این سفره

پاشو چندتا سکه بیاور

مال هر پادشاهی بود باشد.

فرقی نمی کند.»

هزار و سیصد و نمی‌دانم چند شب عید است که سال را

وارونه به ما تحویل می‌دهی

با دهانی بازمانده به پهنای حسرت تف کردن زیر آب

من اما شعرم را به جای تو تف می‌کنم به چهره‌ی این روزگار

اگر پسرم نیاید و آب تنگ را عوض نکند و تو دوباره زنده نشوی

تا من ندانم برای چه زنده‌ام.

باید زودتر شعرم را تمام کنم.

پسرم آمد.

او شاعر نیست.

 -   

پر بیننده ترین
دیگر خبرها
یادداشت
گفت و گو
یادداشت کوتاه
درباره ما  |  ارتباط با ما  |  فرهنگ و هنر  |  سیاست  |  اجتماعی  |  مقالات ادبی  |  شعرها  |  کتاب ها  |  مصاحبه ها  |  آمار بازدیدکنندگان |  جستجو  |  فید مطالب

استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

طراح : شرکت گذرگاه وارثان لارستان‬